وثقتيموز
مي خوام خوشبخت بشم و تلاش مي كنم راه خوشبختي رو پيدا كنم ...
یک شنبه 27 شهريور 1390برچسب:, ساعت 1:54 | Emeli
از سحر جوون متشكرم ايده ي اين پست رو بهم داد (جوابه من براي اين سوال، به شدت براي ديگران خنده داره؛ براي شما رو نميدونم، اما براي خودم خيليي خيلي مفهومي است. خودم بهش نمي خندم! خودم فكر نميكنم خودخواهي و غروووور درش هست! ) عزيز ، من برات بگم كه زندگي ميكنم چون : 1- خدا منو ۷ ذيقعده آفريد... ۷ عدده مقدسيه ... ذيقعده هم مقدسه از نظر من ... چون در اين ماه خدا حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) رو آفريد... جالبتر اینه که اول ذیقعده ولادت باسعادته حضرته... 7 ذیقعده ... ولادته باسعادته Emeli گل
یازده ذیقعده ولادته باسعادته امامه ... => من برا خودم نتيجه ميگيرم كه خدا منو هم در هفت هم در ذيقعده ... يعني مقدس در مقدس ... آفريد ... يعني بركت برام ايجاد كرده ... تا اسبابه رشدم فراهم باشه... تا من بهووونه نداشته باشم و كار كنم! در واقع بهم اميد داره، چون خدا بهم اميد داره و ازم توقع داره ، مي خوام زندگي كنم!
2- از اوونور هم 21 ام آفريد... 21 هم عدده عجيبيه ! دقت كنين خيلي 21 روز اطرافتون ميبينيد... مثلا ميگن براي اينكه يه رويه براتون عادت بشه ... 21 روز تكرارش كنيد و خيلي ديگه ... => بازم نتيجه گرفتم پس بازم خدا بهم اميد داره... تو روز عجيبي منو آفريد... ازم توقع داره...
باور نداري؟ خب مي تونست 7 رو بكنه 6 يا 8 ، مي تونست 21 رو كنه 22 يا 23 يا كلا ماهو عوض كنه ! پس حكمتي توووش هست ديگه ، نيست؟
ولي به هر حال ، سهمه Emeli رو گذاشت... 21 خرداد ... 7 ذيقعده... پس چون بهم سهمه عجيب و مقدس و مقدس داده ... اميد داره ... توقع داره... بايد رشد كنم! اسباب آماده اس!
3- گاهي نااميد ميشم با همه ي اين تفاسير، ولي زندگيم سخت بووده و هست، گاهي اين سختي ها اجازه ي زندگي نكردن رو بهم نميدن، اونوقته كه من به خودم ميگم پاشو بچه ! كلي كار داريم!!!
من اينطورا به خودم انگيزه ميدم! شما چطور؟
نظرات شما عزیزان: سحر
![]() ساعت19:15---29 شهريور 1390
مگه کدوم شهرید؟!!
آره اخبار گفت سرد میشه هوا. مگه نگفتی به قم نزدیکه؟!!! گفتم بچه اراکم. پاسخ: رشتم. اوه راست ميگي . ولي من فكر كردم پسره رو گفتي اراكه . حالا مهم نيست. سحر
![]() ساعت18:46---29 شهريور 1390
سعی کن بهت خوش بگذره.
حداقل جای من خوش بگذرون. قول دادیا پاسخ: سعي ميكنم، راستي اينجا انقدر سرده!!! لباس اينا برداشته بوودما، ولي مامي گفت گرمه! حالا رووو ويبره ام! سحر
![]() ساعت18:44---29 شهريور 1390
وا من که گفته بودم بچه کجام.
البته در کل همه فامیل تهرانن. مامی هم کلی اصرار کرد برم تهران دید انگار نه انگار. یه ساعت پیش رفت. دلمم... خب میگم دیگه. بزار برگردی بعد پاسخ:عزيزم يادم نمي ياد شرمنده! بچه كجا بوودي؟ منم اينجا مامان اينا يه ربع پيش رفتند بيرون، هي اصرار كردند نرفتم! حسش نبوود، حالا كه هستم بگوووووو... سحر
![]() ساعت11:20---29 شهريور 1390
وا نمیدونم چرا این 2بار فرستاد.
ما هم قرار بود اشمال باشیم در حال حاضر که من کنسلش کردم. اه آخه این چند وقت دلم گرفته و مطمئنم شمال و هواش و خاطراتش بدترم میکنه. تصویب شد بیایم تهران که... طبق معمول من یه روز یه چیزی میگم 1 ساعت بعد عوضش می کنم. شاید امروز مامی بیاد تهران. پاسخ:آخي چرا گلم دلت گرفته ؟ منم اوومدم شمال اما حوصله هيچكسو ندارم!!! متوجه نشدم؟ تهراني ميخواي بري تهران؟ ساكن تهران نبودي؟ من قاطي كردم!!! سحر
![]() ساعت11:14---29 شهريور 1390
شمالی؟!!
خوش بگذره کی برمیگردی ؟!!!! حالا برگشتی بهت میگم. پاسخ:سلام سحرم... خوبي گلم؟ممنون به يادمييييييي :* ممنوننن.... بگووو ديگه ...
ای بابا تو که شیرینی ندادی.
راستی... هیچی بعدا می گم. پاسخ:گلم جات خالي شمالم! یه خرده مشغله دارم... جانم چي مي خواستي بگي؟
سلام گلم
خوبي عسلم ؟ ممنون كه اومدي راستي وقت نداشتم مطلب هاي جديدت رو بخونم اما قول مي دم برگردمو همه رو دونه دونه بخونم و نطر بدم قول مي دم --- دوست دارم فعلا -------------------------------------------------------- ------------------------ سلام خانومی. خواهش میکنم، اشكالي نداره عزيزم، اجباري نيست كه ! منم دوست دارم. خدا به همراهت ![]()
سلام بلاگ زيبايي داري خوشحال مي شم به بلاگم سري زني
~~~~~~~~$$$$ ~~~~~~~~~~..$$**$$ ~~~~~~~~~...$$$**$$ ..دوست خوبم.. $$$~~~'$$ ~~~~~~~~$$$"~~~~$$ ~~~~~~~~$$$~~~~.$$ من آپمممم ~~$$~~~~..$$ ~~~~~~~~$$~~~~.$$$ يه ~~~~~~ $$~~~$$$$ ~~~~~~~~~$$$$$$$$ ~~سري~~~~$$$$$$$ ~~~~~~~.$$$$$$* ~ميزني~$$$$$$$" ~~~~.$$$$$$$.... ~~~$$$$$$"`$ ~~$$$$$*~~~$$ ~$$$$$~~~~~$$.$.. $$$$$~~~~$$$$$$$$$$. $$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$ $$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$ دير نکني $$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$ 3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$ ~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$ ~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$ ~~~$$$$~~~~~~~$$~$$" ~~~~~$$*$$$$$$$$$" ~~~~~~~~~~````~$$ ~~~~~~~~..~~~~~~$$ ~.........~نظــــــــر~~~~$$ ~~~يـــــــادت نره~~~$$ ~~~~~~$$$$$"~~.$$ ~~~~~~~"*$$$$ موفق پايدار باشي منتظرم ها!!!! باي
ای بابا
خوش به حالت چه باحال به خودت انگیزه میدی این طوری بیچاره دوست من که 13/3/1373 به دنیا اومده لابد این دیگه نحس در نحس وب باحال و پر امیدی داری دوست داشتی یه سر به من بزن یه اتاق کوچولویی دست و پا کردم این روزا منتظرتم -------------------------------------------------------- ------------------------ ![]() من اگه اين عدد هم برام بوود يه جور ميساختمش بازم خووب دربياد.. اصلا فكر ميكنم حديث بوود كه خوندم، گفته بوود هرچي به دلت نيك بگيري نيك هست ، به دلت بد بگيري بد هست! پس چه بهتر همش نيك ببينيم ديگه ، نه؟ ممنون، در اولين فرصت چشم!
درباره وبلاگ
![]() Emeli هستم. 22 سالمه. ساكن تهرانم. نرم افزار كامپيوتر خوندمو تازه فارغ التحصيل شدم. تصميم به ازدواج داشتم ولي به هزاران دليل كه درست و غلطشو نمي دونم، ازدواجم سر نگرفت! خانواده ي مذهبي ندارم و تا سال اول دبيرستان، بي حجاب بوودمو از اينكه ديگران از ظاهرم و اندامم تعريف مي كردند شاد بوودمو روز به روز بيشتر بي حجاب مي شدم. ساله پيش دانشگاهيم، از لحاظ پوشش تغيير رويه اساسي دادم و در ذهنم تعارضاتي پيش اوومد كه منو واداشت به اينكه بدونم من كيم؟ باورهام چيه؟ باور درست كدومه ؟ به همين دليل قم رو براي گذروندن دوران دانشجويي انتخاب كردم ( شهري ديده بودم كه ميتونم از لحاظ مذهبي به اطلاعات كافي برسم) اما مشكلات فراوووني برام پيش اوومد و كمتر تونستم بهره برداري كنم ولي اين تعارضات هنوز هستو من به دنبال حلش هستم! البته بگم ، ذهن به شدت پرسشگر و كنجكاوي دارم و علاوه بر اوون مسائل رو ساده قبول نمي كنم، همين باعث شده كه هميشه بگم «نمي دونم!» و به دنبال اوون تلاش كنم براي دونستن! پس دفتر خاطراتي تهيه كردمو از افكارم از خاطراتم از درددل هام درش نوشتمو به زندگيم دقيق شدم ، تا هم خودم رو خدا رو راه و رسم زندگي رو ! پيدا كنم و هم خاطراتم و روند زندگيم رو ثبت داشته باشم، تا هميشه به يادم بمونه ! دفترم هميشه مخفي بوود و از اين كه خوونده نميشد خسته شدم و تصميم گرفتم به بلاگ تبديلش كنم. آخرین مطالب
پيوندها
|
|||
![]() |